سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )

655

درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )

3 - دعوات راوندى : زمخشري در باب 77 در امراض وعلل كتاب ربيع الأبرار گفته است : مأمون در طرسوس به درد سر مبتلا شد وعلاج نشد ؛ قيصر كلاهى براي أو فرستاد وبه وى نوشت : من از سر درد تو مطلع شدم اين كلاه را بر سر بگذار خوب مىشوى ؛ مأمون ترسيد كه ممكن است كلاه مسموم باشد ؛ كلاه را بر سر فرستاده وى گذاشت ضررى به وى نرسيد ؛ كلاه را بر سر كسى كه درد سر داشت گذاشت دردش خوب شد ؛ سپس بر سر خودش گذاشت درد سر برطرف شد ؛ مأمون تعجب كرد ؛ كلاه را شكافت در آن نوشته بود بسم الله الرحمن الرحيم كم من نعمة لله في عرق ساكن حم عسق لا يصدعون عنها ولا ينزفون ، من كلام الرحمن خمدت النيران ولا حول ولا قوة الا با لله وجال نفع الدواء فيك كما يجول ماء الربيع في الغصن . 4 - طب الأئمة : حمران گفت : مردى به حضرت باقر عليه السّلام گفت : يا ابن رسول الله من درد شديدي در خاصره‌ام احساس مىكنم مداواى زيادى نمودم ولى علاج نشد حضرت فرمود : چرا غافلى از عوذه أمير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد كدام است يا ابن رسول الله ؟ فرمود : بعد از نماز دستت را بگذار بر جاى سجده ومسح كن آن را وبخوان اين آيات را ( آيات در صفحه مقابل است ) گفت : اين كار را كردم درد از من رفت به حول وقوه الهى . 5 - مكارم الأخلاق : هر كس از انسان يا حيوان كه درد زاييدن براي أو سخت شد ، اين دعا بر أو خوانده شود ( دعا در صفحه مقابل ) ويا نوشته شود اين دعا در دو قطعه پارچه كه آب به آن نرسيده باشد وگذاشته شود كنار آن در همان جا وضع حملش شود ودر روايتي است كه اين شكل نوشته شود وآويزان كند بر ران راست وى واين دعا نوشته شود وبسته شود بر ران چپ وى ودعا در صفحه مقابل است .